اعتراض یا ابرازِ تردید و بیمیلی نسبت به پذیرفتنِ تصمیم یا درخواستی.
مثالهای طبیعی
The tenants signed the agreement without demur.
مستأجران قرارداد را بدونِ هیچ اعتراضی امضا کردند.
The proposal met with little demur.
این پیشنهاد با مخالفتِ چندانی روبهرو نشد.
Her recommendation drew scarcely a demur from residents.
توصیهٔ او تقریباً هیچ اعتراضی از سوی ساکنان برنینگیخت.
نکتهٔ کاربردی
اسمِ demur بیشتر در without demur به کار میرود. فعلِ مرتبط با آن لازم است: someone demurs؛ نمیگوییم demurs a proposal.
