معنی ۱neutral · 86%
چیزی را بهوسیلهٔ یک علامت، نماد یا واژه نشان دادن یا نمایندگی کردن.
مثالهای طبیعی
Blue dots denote accessible entrances on this map.
نقطههای آبی روی این نقشه ورودیهای قابلدسترسی را نشان میدهند.
An asterisk denotes additional information.
علامت ستاره نشاندهندهٔ اطلاعات اضافی است.
What does this arrow denote in the diagram?
این پیکان در نمودار نشاندهندهٔ چیست؟
نکتهٔ کاربردی
denote معمولاً معنایی مشخص و مورد نظر را بیان میکند؛ connote به تداعیها و برداشتهای وابسته اشاره دارد.
