بخش پایانی داستان که گرهها و دشواریهای آن حل میشود
مثالهای طبیعی
The novel’s denouement reveals who stole the letters.
گرهگشایی رمان نشان میدهد چه کسی نامهها را دزدیده است.
Viewers found the denouement unexpectedly gentle.
تماشاگران پایانبندی را بهطرزی غیرمنتظره آرام یافتند.
Her draft needed a clearer denouement after the confrontation.
پیشنویس او بعد از رویارویی به گرهگشایی روشنتری نیاز داشت.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ اوج داستان لحظهٔ بیشترین تنش است؛ گرهگشایی پیامدها را روشن میکند و رشتههای باز داستان را به هم پیوند میدهد.
