معنی ۱formal · 89%
بهشدت و بهصورت علنی یک شخص، عمل یا سیاست را محکوم کردن
مثالهای طبیعی
Opposition leaders denounced the law as unconstitutional.
رهبران مخالفان این قانون را مغایر قانون اساسی دانستند و محکوم کردند.
The organization denounced the arrests immediately.
سازمان بلافاصله بازداشتها را محکوم کرد.
Executives publicly denounced the fraudulent scheme.
مدیران اجرایی طرح کلاهبردارانه را علناً محکوم کردند.
نکتهٔ کاربردی
`denounce` از `criticize` شدیدتر است و معمولاً جنبهٔ علنیتری دارد.
