معنی ۱neutral · 86%
مربوط به دندانها یا مراقبت و درمان پزشکی آنها.
مثالهای طبیعی
I have a dental appointment tomorrow.
فردا وقت دندانپزشکی دارم.
Our insurance covers dental care.
بیمهٔ ما خدمات دندانپزشکی را پوشش میدهد.
The new dental clinic opens on Monday.
کلینیک جدید دندانپزشکی دوشنبه افتتاح میشود.
نکتهٔ کاربردی
Dental معمولاً پیش از اسم میآید؛ dental treatment طبیعیتر از treatment is dental است؛ dentist نام شخص متخصص است.
ترکیبهای رایج
— مراقبت برای سلامت دندانها و لثهها
