معنی ۱neutral · 85%
حوزهٔ تخصصی مراقبت و درمان دندانها و دهان افراد.
مثالهای طبیعی
Her sister plans to study dentistry.
خواهرش قصد دارد دندانپزشکی بخواند.
He has worked in dentistry for twenty years.
او بیست سال است که در حوزهٔ دندانپزشکی کار میکند.
Modern dentistry makes many treatments more comfortable.
دندانپزشکی نوین بسیاری از درمانها را راحتتر کرده است.
نکتهٔ کاربردی
Dentistry به رشته یا حرفه اشاره میکند؛ dentist کسی است که خدمات دندانپزشکی ارائه میدهد.
