برای حمایت، پول، کمک یا عملکرد موفق به کسی یا چیزی نیاز داشتن
مثالهای طبیعی
The student is still financially dependent on her parents.
این دانشجو هنوز از نظر مالی به والدینش وابسته است.
Modern hospitals are highly dependent on reliable electricity.
بیمارستانهای مدرن به برق قابلاعتماد بسیار وابستهاند.
He became more dependent after the injury.
او پس از آسیبدیدگی وابستهتر شد.
نکتهٔ کاربردی
`Dependent on` الگوی معیار برای نام بردن از شخص، منبع یا شرطی است که به آن اتکا میشود.
