معنی ۱neutral · 86%
شخصی که برای تأمین هزینههای زندگی به حمایت مالی فرد دیگری متکی است.
مثالهای طبیعی
She has two dependents on her insurance policy.
او در بیمهنامهاش دو فرد تحت تکفل دارد.
The household includes one elderly dependent.
در آن خانوار یک فرد سالمند تحت تکفل زندگی میکند.
Employees may apply for coverage for their dependents.
کارمندان میتوانند برای افراد تحت تکفل خود درخواست پوشش بیمهای کنند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم در انگلیسی آمریکایی dependent و در انگلیسی بریتانیایی معمولاً dependant نوشته میشود؛ سرواژهٔ این مدخل dependent است.
