باعث شدن بخش بزرگی از ساکنان یک مکان آنجا را ترک کنند یا دیگر در آن زندگی نکنند.
مثالهای طبیعی
Years of warfare depopulated the border villages.
سالها جنگ، جمعیت روستاهای مرزی را بهشدت کاهش داد.
Factory closures are depopulating several small towns.
تعطیلی کارخانهها باعث کاهش جمعیت چند شهر کوچک شده است.
Repeated floods could depopulate the coastal district.
سیلهای پیاپی ممکن است بخش بزرگی از ساکنان ناحیهٔ ساحلی را وادار به ترک آنجا کنند.
نکتهٔ کاربردی
در بحث جمعیتشناسی، جنگ، مهاجرت و بلایای طبیعی کاربرد دارد و ممکن است هنوز افرادی در محل زندگی کنند.
