معنی ۱neutral · 86%
شخص یا سازمانی که در حساب بانکی پول واریز یا نگهداری میکند.
مثالهای طبیعی
The bank notified every depositor about the changes.
بانک همهٔ سپردهگذاران را از تغییرات مطلع کرد.
Depositors can check their balances through the app.
سپردهگذاران میتوانند موجودی حساب خود را از طریق برنامه بررسی کنند.
As a depositor, she receives monthly statements.
او بهعنوان سپردهگذار، صورتحسابهای ماهانه دریافت میکند.
نکتهٔ کاربردی
depositor پول خود را نزد مؤسسهٔ مالی میگذارد؛ borrower کسی است که از آن وام میگیرد.
