ابراز مخالفت یا نارضایتی از عمل، رویه یا پیشنهاد
مثالهای طبیعی
The chair deprecated the misuse of confidential information.
رئیس جلسه سوءاستفاده از اطلاعات محرمانه را نکوهش کرد.
We deprecate efforts to intimidate witnesses.
ما تلاش برای ترساندن شاهدان را محکوم میکنیم.
The signatories deprecated the exclusion of poorer residents.
امضاکنندگان، کنارگذاشتن ساکنان کمدرآمد را نکوهش کردند.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ deprecate میتواند به معنای مخالفت آشکار باشد و معمولاً مفعول مستقیم میگیرد، نه of.
