معنی ۱neutral · 85%
در گذر زمان از ارزش مالی یا بازاری چیزی کاسته شدن.
مثالهای طبیعی
New cars usually depreciate during their first few years.
خودروهای نو معمولاً در چند سال اول ارزششان کاهش مییابد.
The currency depreciated sharply against the euro.
ارزش آن ارز در برابر یورو بهشدت افت کرد.
Their equipment has depreciated since its purchase.
ارزش تجهیزات آنها از زمان خرید کاهش یافته است.
نکتهٔ کاربردی
depreciate معمولاً به ارزش مالی مربوط است، نه لزوماً خرابی فیزیکی. در مورد افزایش ارزش، فعل مقابل آن معمولاً appreciate است.
