بیانگر دیدگاه تحقیرآمیز یا کمارزشکننده نسبت به کسی یا چیزی
مثالهای طبیعی
The reviewer’s depreciatory comments upset the young painter.
نظرهای تحقیرآمیز منتقد، نقاش جوان را ناراحت کرد.
A manager challenged the depreciatory remarks about junior staff.
مدیر به اظهارات تحقیرآمیز دربارهٔ کارکنان تازهکار اعتراض کرد.
His memoir contains depreciatory references to former friends.
خاطرات او شامل اشارههای تحقیرآمیز به دوستان پیشینش است.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ depreciatory comments اعتبار فرد را پایین میآورد؛ اما داراییِ depreciating ارزش مالیاش را از دست میدهد.
