افسردهکننده؛ غمانگیز.
مثالهای طبیعی
The news about the flood was depressing.
خبر سیل بسیار ناراحتکننده بود.
I found the film's ending depressing.
پایان فیلم را غمانگیز دیدم.
Working without daylight can be depressing.
کار کردن بدون نور روز میتواند افسردهکننده باشد.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «a depressing film»، «depressing» در معنای «افسردهکننده» بهکار رفته است. صفت باید با اسمی که توصیف میکند ارتباط معنایی داشته باشد.
