معنی ۱neutral · 85%
وضعیتی که در آن فرد از چیزی ضروری برای سلامت، آسایش یا رشد طبیعی محروم است.
مثالهای طبیعی
Sleep deprivation can impair concentration.
کمخوابی میتواند تمرکز را مختل کند.
The report linked childhood deprivation to poor nutrition.
گزارش، محرومیت در دوران کودکی را با تغذیهٔ نامناسب مرتبط دانست.
These deprivations persisted long after the crisis ended.
این محرومیتها مدتها پس از پایان بحران ادامه داشتند.
نکتهٔ کاربردی
ترکیب deprivation of چیزی را که در دسترس نیست مشخص میکند. deprivation از یک ناراحتی یا دردسر معمولی جدیتر است.
