deprive
C2اسم/US /dɪprˈaɪv/ dĭpr-ĪV; UK /dɪprˈaɪv/ dĭpr-ĪV/
بیبهره سازی، محروم ماندن، محروم کردن
JadoLearn Dictionary
معنی deprive به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیبهره سازی، محروم ماندن، محروم کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دستبرد زدن، لخت کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.