متروک و رهاشده در وضعیتی نامناسب بهسبب رسیدگینشدن.
مثالهای طبیعی
The council plans to restore a derelict warehouse.
شورای شهر قصد دارد انباری متروک و فرسوده را بازسازی کند.
Several derelict houses line the old railway.
چند خانهٔ متروکه در امتداد راهآهن قدیمی قرار دارند.
That factory has stood derelict for years.
آن کارخانه سالهاست متروک و بدون رسیدگی مانده است.
نکتهٔ کاربردی
هر خانهٔ خالی derelict نیست؛ این صفت معمولاً بیتوجهی و تخریب تدریجی را هم میرساند.
