مسخرهکردن کسی یا چیزی با تحقیر و ریشخند
مثالهای طبیعی
Competitors derided the prototype as impractical.
رقبا نمونهٔ اولیه را غیرعملی خواندند و به سخره گرفتند.
Critics derided her plans for universal schooling.
منتقدان طرحهای او برای آموزش همگانی را به ریشخند گرفتند.
He refused to deride people for their accents.
او حاضر نبود کسی را به خاطر لهجهاش مسخره کند.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ مخالفت، نظر دیگری ارائه میدهد؛ اما deride با تمسخر تحقیرآمیز همراه است و فقط اختلاف نظر نیست.
