معنی ۱neutral · 86%
شاخهای از پزشکی که به پوست و بیماریهای آن میپردازد.
مثالهای طبیعی
She chose dermatology during her final year of training.
او در سال آخر دورهٔ آموزشیاش تخصص پوست را انتخاب کرد.
The hospital opened a new dermatology department.
بیمارستان بخش جدید پوستپزشکی افتتاح کرد.
Dermatology focuses on conditions affecting the skin.
پوستپزشکی بر بیماریها و مشکلات پوستی تمرکز دارد.
نکتهٔ کاربردی
dermatology نام تخصص و dermatologist نام پزشک متخصص آن است.
