کاهش احترام یا اعتبار کسی یا چیزی با تحقیر و بدگویی
مثالهای طبیعی
Public derogation of staff violates the code of conduct.
تحقیر علنی کارکنان با آییننامهٔ رفتاری مغایرت دارد.
Her article objected to the derogation of local traditions.
مقالهٔ او به خوارشماری سنتهای محلی اعتراض داشت.
The statement amounted to derogation of their dignity.
این بیانیه در حکم خدشهدارکردن کرامت آنان بود.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ derogation در این معنا به پایینآوردن اعتبار اشاره دارد؛ برای انتقاد معمولی criticism مناسبتر است.
