از موقعیتی بالاتر به موقعیتی پایینتر حرکت کردن
مثالهای طبیعی
The climbers descended slowly through heavy snow.
کوهنوردان در برف سنگین بهآرامی پایین آمدند.
The aircraft began descending toward the airport.
هواپیما شروع به فرود به سمت فرودگاه کرد.
Staff descended the stairs in complete silence.
کارکنان در سکوت کامل از پلهها پایین آمدند.
نکتهٔ کاربردی
`descend` از `go down` رسمیتر است و در سفر، روایت و بافتهای فنی رایج است.
