حرکت یا سفری از موقعیتی بالاتر به موقعیتی پایینتر
مثالهای طبیعی
The descent took longer than the climb.
فرود بیشتر از صعود طول کشید.
The pilot began a gradual descent through cloud.
خلبان فرودی تدریجی را از میان ابرها آغاز کرد.
Several descents were closed after heavy snowfall.
پس از بارش سنگین برف، چند مسیر فرود بسته شدند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی شکل اسمی `descend` برای حرکت فیزیکی رو به پایین است.
