خالی از آدم، بهویژه در زمانی یا مکانی که معمولاً افراد حضور دارند.
مثالهای طبیعی
The shopping street was deserted after midnight.
خیابان خرید بعد از نیمهشب کاملاً خلوت بود.
We found a deserted beach beyond the village.
آنسوی روستا به ساحلی خالی از آدم برخوردیم.
Even the usually busy platform looked deserted.
حتی سکوی معمولاً شلوغ هم خالی از مسافر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
مکان deserted ممکن است فقط موقتاً خالی باشد و لزوماً برای همیشه رها نشده باشد.
