رسماً یک شخص یا چیز را برای نقش یا جایگاه مشخصی انتخاب یا تعیین کردن
مثالهای طبیعی
The board designated Patel as interim chair.
هیئتمدیره پاتل را بهعنوان رئیس موقت تعیین کرد.
Officials designated the hall for emergency shelter.
مقامات سالن را برای پناهگاه اضطراری اختصاص دادند.
The site was designated as a protected monument.
این مکان بهعنوان بنای حفاظتشده تعیین شد.
نکتهٔ کاربردی
`designate` در بافتهای رسمی، حقوقی، اداری و سازمانی رایج است.
