کسی که پنهانی و زیرکانه برای هدفی خودخواهانه یا ناراست برنامه میریزد
مثالهای طبیعی
A designing adviser exploited the king’s uncertainty.
مشاور دسیسهگر از بلاتکلیفی پادشاه سوءاستفاده کرد.
The heroine distrusts her designing cousin.
قهرمان زن داستان به پسرعموی دسیسهگرش اعتماد ندارد.
Several designing officials profited from the confusion.
چند مقام توطئهگر از آشفتگی سود بردند.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ شخص designing برای سود شخصی نقشه میکشد؛ در she is designing a poster واژهٔ designing شکل استمراری فعل design است.
