معنی ۱neutral · 85%
ویژگیِ جذاب، سودمند یا ارزشمندبودنِ چیزی برای انتخاب.
مثالهای طبیعی
Flexible hours increased the job’s desirability.
ساعت کاری انعطافپذیر، مطلوبیت آن شغل را افزایش داد.
The study compared the desirability of different housing options.
این مطالعه مطلوبیت گزینههای مختلف مسکن را مقایسه کرد.
High rents can reduce a neighborhood’s desirability.
اجارهبهای بالا میتواند از جذابیت یک محله بکاهد.
نکتهٔ کاربردی
desirability میزان جذاببودن چیزی را نشان میدهد؛ desire خودِ خواسته یا میلِ شخص است.
