معنی ۱neutral · 85%
از نظر اخلاقی چنان نفرتانگیز که سزاوار تحقیر و سرزنش شدید باشد.
مثالهای طبیعی
The investigator called the scam despicable.
بازپرس آن کلاهبرداری را عملی نفرتانگیز خواند.
Such despicable behavior has no place in our community.
چنین رفتار رذیلانهای در جامعهٔ ما جایی ندارد.
Exploiting children is even more despicable than ordinary deception.
سوءاستفاده از کودکان حتی از فریبکاریِ معمول هم نفرتانگیزتر است.
نکتهٔ کاربردی
despicable را برای محکومیت اخلاقی به کار ببرید، نه صرفاً برای کیفیت بد یا دردسرهای روزمره.
