معنی ۱formal · 87%
پس از ناکامی یا دشواری، امید یا دلوجرئت خود را از دست دادن.
مثالهای طبیعی
Do not despond after a single rejection.
پس از فقط یک بار ردشدن، ناامید نشو.
After repeated setbacks, the researcher began to despond.
پژوهشگر پس از شکستهای پیاپی کمکم امیدش را از دست داد.
The volunteers refused to despond when donations slowed.
داوطلبان وقتی کمکهای مالی کمتر شد، حاضر نشدند ناامید شوند.
نکتهٔ کاربردی
از افعال رسمیتر برای بیان نومیدی است؛ صفت مرتبط با آن despondent است.
