destine
C1اسم/US /ˈdɛstɪnɛ/ DESTINE; UK /ˈdɛstɪnɛ/ DESTINE/
سرنوشت معین کردن، مقدر کردن، مقدر ساختن
JadoLearn Dictionary
معنی destine به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرنوشت معین کردن، مقدر کردن، مقدر ساختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
گزیدن، پسندیدن، انتخاب کردن
قصد داشتن، خیال داشتن، بسیجیدن
وفق دادن، چیزی راوقف کردن، خاص کردن
تقدیس کردن، ویژه کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.