وضعیت ترکشدن یک کاربرد یا رسم در گذر زمان
مثالهای طبیعی
The harvest ceremony fell into desuetude decades ago.
آیین برداشت محصول دههها پیش به فراموشی سپرده شد.
The old examination system has lapsed into desuetude.
نظام قدیمی امتحانات مدتهاست از رواج افتاده است.
The railway depot sank into desuetude after its closure.
ایستگاه راهآهن پس از تعطیلی به تدریج بلااستفاده ماند.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ عبارت fall into desuetude دربارهٔ رسم، قانون یا نهادی است که بهمرور بر اثر بیتوجهی یا تغییر عادت کنار گذاشته شده است.
