معنی ۱neutral · 86%
دارای واقعیتها، بخشها یا اطلاعات فراوان و مشخص.
مثالهای طبیعی
Could you give me more detailed directions?
میتوانی مسیر را با جزئیات بیشتری توضیح بدهی؟
The report is detailed but easy to read.
گزارش مفصل است، اما خواندنش آسان است.
She made a detailed plan for our trip.
او برای سفرمان برنامهای دقیق و مفصل تهیه کرد.
نکتهٔ کاربردی
Detailed چیزی را توصیف میکند که اطلاعات فراوان دارد؛ برای مقایسه از more detailed استفاده کنید.
