شناسایی کردن؛ تشخیص دادن.
مثالهای طبیعی
The sensor can detect smoke within seconds.
حسگر میتواند ظرف چند ثانیه دود را تشخیص دهد.
Doctors detected the problem early.
پزشکان مشکل را زود تشخیص دادند.
The test failed to detect any bacteria.
آزمایش نتوانست هیچ باکتریای شناسایی کند.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «detect a problem»، «detect» در معنای «شناسایی کردن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
ترکیبهای رایج
اشتباه رایج
The test detected for a problem.
The test detected a problem.
در کاربرد «detect»، صورت “for” را به the corrected construction تغییر دهید تا جمله از نظر دستوری درست شود.
درس کوتاه: detect: شناسایی کردن
ترکیب «detect a problem» را به خاطر بسپارید. در جملهٔ «حسگر میتواند ظرف چند ثانیه دود را تشخیص دهد.» معنای «شناسایی کردن» را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.«detect» در جملهٔ «The sensor can detect smoke within seconds.» چه معنایی دارد؟
