وضعیتِ نگه داشته شدن در بازداشت رسمی و نداشتن اجازهٔ خروج
مثالهای طبیعی
The suspect remained in detention pending a hearing.
مظنون تا زمان برگزاری جلسهٔ رسیدگی در بازداشت ماند.
The report questioned the detention of several protesters.
گزارش، بازداشت چند معترض را زیر سؤال برد.
His detention lasted three days before release.
بازداشت او پیش از آزادی سه روز طول کشید.
نکتهٔ کاربردی
در بافتهای حقوقی و اداری، `detention` معمولاً به بازداشت رسمی و موقت اشاره دارد.
