با نشاندادنِ پیامدهای ناخوشایند یا پرخطرِ یک کار، کسی را از انجام آن منصرف کردن.
مثالهای طبیعی
Higher fines may deter drivers from speeding.
جریمههای سنگینتر ممکن است رانندگان را از سرعت غیرمجاز بازدارد.
The complicated form deterred many applicants.
پیچیدگیِ فرم، بسیاری از متقاضیان را از ادامهٔ کار منصرف کرد.
Bright lighting deters vandalism in this area.
روشناییِ زیاد در این منطقه عاملی بازدارنده در برابر خرابکاری است.
نکتهٔ کاربردی
پس از deter someone from باید از شکل -ing فعل استفاده کرد، نه مصدر با to.
