بهتدریج از نظر کیفیت، وضعیت، عملکرد یا سلامت بدتر شدن
مثالهای طبیعی
Her condition deteriorated rapidly overnight.
وضعیت او طی شب بهسرعت وخیمتر شد.
The road has deteriorated over several harsh winters.
جاده طی چند زمستان سخت رو به خرابی رفته است.
Relations deteriorated after the contract dispute.
روابط پس از اختلاف بر سر قرارداد بدتر شد.
نکتهٔ کاربردی
`deteriorate` تغییر به سوی وضعیت بدتر را توصیف میکند و معمولاً مفعول مستقیم نمیگیرد.
