پس از بررسی اطلاعات، چیزی را بهطور دقیق مشخص کردن یا فهمیدن
مثالهای طبیعی
Police are trying to determine the cause.
پلیس در تلاش است علت را مشخص کند.
The study will determine whether the method works.
این پژوهش مشخص خواهد کرد که آیا روش مؤثر است یا نه.
We need to determine what caused the failure.
ما باید مشخص کنیم چه چیزی باعث از کار افتادن شده است.
نکتهٔ کاربردی
`Determine` از `find out` رسمیتر است.

