بهشکلی ناگهانی و شدید منفجر شدن.
مثالهای طبیعی
A device detonated near the empty warehouse.
وسیلهای انفجاری در نزدیکی انبار خالی منفجر شد.
The remaining charge detonated unexpectedly.
باقیماندهٔ خرج انفجاری بهطور غیرمنتظرهای منفجر شد.
Fortunately, the damaged device did not detonate.
خوشبختانه وسیلهٔ آسیبدیده منفجر نشد.
نکتهٔ کاربردی
در این کاربردِ ناگذرا، خودِ ماده یا وسیلهٔ منفجرشونده نهاد جمله است.
