معنی ۱neutral · 86%
مسیری متفاوت یا طولانیتر که برای دورزدن مانع یا رسیدن به مکانی دیگر پیموده میشود.
مثالهای طبیعی
We took a detour around the closed bridge.
برای دورزدن پل بسته، از مسیر انحرافی رفتیم.
The detour added twenty minutes to our journey.
این تغییر مسیر بیست دقیقه به سفرمان اضافه کرد.
A wrong turn led us on a mountain detour.
یک گردش اشتباه ما را به مسیر انحرافی کوهستانی کشاند.
نکتهٔ کاربردی
detour ممکن است از پیش برنامهریزی شده باشد، مثل تعمیرات جاده، یا ناخواسته، مثل یک پیچ اشتباه.
