انتقاد یا بدگوییِ ناعادلانهای که به اعتبار یا ارزشِ شخص آسیب میرساند.
مثالهای طبیعی
The journalist challenged the campaign’s reliance on detraction.
روزنامهنگار اتکای کارزارِ انتخاباتی به تخریبِ شخصیتِ رقبا را زیرِ سؤال برد.
The argument descended into detraction rather than scholarly debate.
بحث بهجای گفتوگویی علمی، به بدگوییِ مخرب کشیده شد.
Detraction of colleagues has no place in constructive reviews.
بدگویی از همکاران جایی در ارزیابیهای سازنده ندارد.
نکتهٔ کاربردی
کانونِ معنا آسیب به اعتبار است؛ انتقادِ ساده ممکن است کاملاً موجه باشد و detraction محسوب نشود.
