شخصی که از فرد یا چیزی با لحن منفی یا تحقیرآمیز انتقاد میکند
مثالهای طبیعی
The candidate’s detractors questioned her record.
مخالفان نامزد انتخاباتی سابقهٔ کاری او را زیر سؤال بردند.
One outspoken detractor dismissed the novel as shallow.
یکی از مخالفان پر سروصدا رمان را سطحی خواند.
Even its detractors admitted the design was practical.
حتی منتقدان سرسختش پذیرفتند طرح کاربردی است.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ منتقد ممکن است منصفانه داوری کند، ولی detractor با مخالفت یا تخریب شناخته میشود.
