معنی ۱neutral · 95%
با گذشت زمان رشد کردن، تغییر کردن یا پیشرفت کردن.
مثالهای طبیعی
The company developed quickly.
شرکت بهسرعت توسعه یافت.
She developed strong speaking skills.
او مهارتهای گفتاری خوبی در خود پرورش داد.
He developed a bad cough.
او دچار سرفهٔ شدیدی شد.
نکتهٔ کاربردی
از develop برای رشد، پیشرفت یا چیزی که بهتدریج به وجود میآید استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— مهارتها را پرورش دادن

