بهشکلی آشکار متفاوت از الگوهای پذیرفتهشدهٔ رفتارِ اجتماعی یا هنجارهای رایج.
مثالهای طبیعی
The culture once classified harmless dissent as deviant behaviour.
آن فرهنگ زمانی حتی مخالفتِ بیضرر را رفتاری هنجارشکن طبقهبندی میکرد.
An action can be deviant without being illegal.
یک رفتار میتواند هنجارشکن باشد، بیآنکه غیرقانونی باشد.
Attitudes once considered deviant later became widely accepted.
نگرشهایی که روزگاری هنجارشکن شمرده میشدند، بعدها بهطورِ گسترده پذیرفته شدند.
نکتهٔ کاربردی
Deviant به فاصلهگرفتن از هنجارِ مفروض اشاره دارد. اطلاقِ آن به افراد میتواند انگزننده باشد و خودِ واژه به معنای مجرمانهبودن نیست.
