از مسیر برنامهریزیشده، مستقیم یا معمول فاصله گرفتن.
مثالهای طبیعی
The bus deviated from its route near the bridge.
اتوبوس نزدیک پل از مسیر خود منحرف شد.
Storms forced the aircraft to deviate west.
طوفانها هواپیما را وادار کردند بهسمت غرب تغییر مسیر دهد.
Do not deviate from the marked trail.
از مسیر علامتگذاریشده خارج نشوید.
نکتهٔ کاربردی
برای مشخص کردن مسیر اصلی معمولاً از «deviate from» استفاده میشود.
