بهشکلی بسیار شرورانه یا بیرحمانه، یادآورِ بدی و شرارت.
مثالهای طبیعی
The villain devised a devilish scheme to torment the villagers.
شخصیت شرور داستان نقشهای شیطانی برای آزارِ روستاییان کشید.
His devilish cruelty horrified the audience.
سنگدلیِ اهریمنیِ او تماشاگران را به وحشت انداخت.
The revised character seemed even more devilish.
شخصیتِ بازنویسیشده حتی شرورتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
این معنای شدید بیشتر در توصیف نمایشی یا نقد ادبی دیده میشود و لزوماً به نیروهای فراطبیعیِ واقعی اشاره نمیکند.
