تعهد و پایبندی همیشگی به کار، هدف یا باور
مثالهای طبیعی
Her devotion to the shelter inspired other volunteers.
فداکاری او برای آن پناهگاه الهامبخش داوطلبان دیگر شد.
Years of devotion made him a skilled swimmer.
سالها تلاش و تعهد او را به شناگری ماهر تبدیل کرد.
We admired their devotion to protecting the forest.
ما تعهد آنها به محافظت از جنگل را تحسین کردیم.
نکتهٔ کاربردی
ساختار درست devotion to + noun یا -ing است: devotion to education یا devotion to helping others. پس از devotion معمولاً to devoting نمیآید.
