مهارت در حرکتدادن سریع و دقیق دستها.
مثالهای طبیعی
The procedure requires exceptional dexterity with small instruments.
این عمل به مهارت فوقالعادهای در کار با ابزارهای کوچک نیاز دارد.
Her dexterity on the piano impressed the conductor.
مهارت انگشتان او در نوازندگی پیانو رهبر ارکستر را تحت تأثیر قرار داد.
Experienced weavers demonstrate remarkable dexterity when tying tiny knots.
بافندگان باتجربه هنگام گرهزدن گرههای بسیار ریز، چابکی چشمگیری از خود نشان میدهند.
نکتهٔ کاربردی
dexterity بیشتر بر هماهنگی و کنترل دقیق حرکتها دلالت دارد، نه قدرت بدنی.
