بسیار شرورانه یا بیرحمانه، بهویژه وقتی آسیبرساندن از پیش برنامهریزی شده باشد.
مثالهای طبیعی
The detective uncovered a diabolical plan to harm witnesses.
کارآگاه نقشهای شیطانی برای آسیبرساندن به شاهدان را کشف کرد.
Their diabolical treatment of prisoners shocked investigators.
رفتار بیرحمانه و پلید آنها با زندانیان، بازرسان را شوکه کرد.
The second scheme seemed even more diabolical.
نقشهٔ دوم حتی شرورانهتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
diabolical واژهای بسیار محکومکننده است و لزوماً به دخالت نیروهای ماورایی اشاره ندارد.
