معنی ۱formal · 90%
تاج یا زیورِ تاجمانند که معمولاً با سنگهای قیمتی آراسته شده و روی سر قرار میگیرد
مثالهای طبیعی
The actor wore a silver diadem in the final scene.
بازیگر در صحنهٔ پایانی تاجی نقرهای بر سر داشت.
A diamond diadem gleamed inside the museum case.
تاجی الماسنشان در ویترین موزه میدرخشید.
When the queen fled, her diadem was left behind.
وقتی ملکه گریخت، تاج زینتیاش را جا گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
diadem میتواند تاجی کوچک یا یک سربند زینتی باشد و لزوماً به تاج بزرگ و رسمیِ پادشاه اشاره ندارد.
