با بررسی شواهد یا نشانهها، یک بیماری، وضعیت یا مشکل را شناسایی کردن
مثالهای طبیعی
Doctors diagnosed pneumonia after reviewing the scan.
پزشکان پس از بررسی اسکن، ذاتالریه را تشخیص دادند.
She was diagnosed with diabetes last year.
سال گذشته دیابت برای او تشخیص داده شد.
The engineer diagnosed the fault within minutes.
مهندس ظرف چند دقیقه عیب را تشخیص داد.
نکتهٔ کاربردی
میگوییم `diagnose a condition`، اما برای شخص از الگوی `diagnose a person with a condition` استفاده میکنیم.
