معنی ۱neutral · 86%
برای تشخیص علت یا ماهیت بیماری یا مشکل بهکاررفته.
مثالهای طبیعی
The doctor requested a diagnostic scan.
پزشک درخواست اسکن تشخیصی داد.
A diagnostic tool found the faulty component.
یک ابزار عیبیابی، قطعهٔ معیوب را پیدا کرد.
These diagnostic tests help identify infections.
این آزمایشهای تشخیصی به شناسایی عفونتها کمک میکنند.
نکتهٔ کاربردی
diagnostic به یافتن علت مشکل مربوط است؛ therapeutic به درمان مشکل شناساییشده اشاره دارد.
